مشکلات ومعضلات کلاسهای چندپایه
مشکلات ومعضلات کلاسهای چندپایه
فضای آموزشی : محیطی که در آن یادگیری صورت می گیرد حد و مرزی ندارد اما بخشی از این محیط عمداً برای آموزش طرح ریزی شده است. به این بخش فضای آموزش گفته می شود ( کلاس درس مهمترین بخش فضای آموزشی است )
ترک تحصیل : وجود جنسیت و عدم امکانات ادامه تحصیل و توسعه شبانه روزیها اغلب با پایان یافتن مقطع ابتدایی با احساس ناراحتی که بچه ها از خودشان نسبت به عدم امکانات ترک تحصیل می کنند .
ترکیب : درکلاسهای چنــد پایه دانش آموزانی در سنیــن و جنسیت مختلف و با تواناییها و مهارتـهای متفاوت شرکت می کنند .
زبان : نشانه ها و علائم و قرارداد هایی است که به عنوان وسیله ارتباطی فی مابین پیام دهنده و پیام گیرنده بکار می رود . زبان هم وسیله ارتباط با دیگران و هم ابزار فعالیت فکری است .
دو زبانگی : تکلم به دو زبان به طور متناسب برای تفهیم و یادگیری پیامها و مطالب آموزشی دو زبانگی نامیده می شود . دکتر کُرمی دو زبانگی را این گونه تعریف می کند : « دو زبانگی[2] عبارت است از استفاده عادی و روزمره از دو زبان ؛کودکان دو زبانه کودکانی هستند که در مهارتهای زندگی ( خانه و مدرسه ) به دو زبان نیازمندند . »
نظارت و راهنمایی تعلیماتی : فعالیتی است که مستقیماً به امر تدریس و یادگیری و نیز عواملی که با این دو فرآیند مرتبط است مربوط می شود .
بیان مسئله
دوره ابتدایی پایه و اساس و زمینه ساز دوره های تحصیلی بالاتر است . میزان و کیفیت آموزشی در این دوره تا حد زیادی در دوره های بعد موثر است . با عنایت به بند 9 از اصل قانون اساسی که رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه آموزشی برای همه را خواستار بود وظیفه دولت وقت می داند . کلاسهای چند پایه به طور عمده در مدرسه های روستایی و عشایری تشکیل می شوند . دلیل اصلی تشکیل چنین کلاسهای هم ، به حد نصاب نرسیدن تعداد دانش آموزان یک پایه تحصیلی است . آیا با قرار دادن کلاسی ( 2 تا 3 و 5 پایه ) در اختیار یک معلم و بر عهده گذاشتن حتی وظیفه مدیریت نیز و با تغییر روز افزون محتوی کتابهای درسی و مقایسه قراردادن آن با کلاسهای تک پایه ی شهری نوعی تبعیض ناروا و بی عدالتی در حق فراگیران مناطق محروم نبوده است .
وجود چند هزار کلاس چند پایه در کشور ضرورت توجه به معلمان و دانش آموزان این کلاسها ، تلاش در جهت اصلاح نگاه غلطی است که نسبت به این کلاســـها وجود دارد و حتی برخــی از دست اندرکاران آموزش و پرورش ، کلاس های چند پایه را مشکلی برای نظام آموزش و پرورش می دانند و توجه کمتری در زمینه تشکیل کلاسهای آموزش ضمن خدمت کلاس چند پایه شده است .
در حال حاضر در مقطع ابتدایی حدود 95 درصد پوشش تحصیلی وجود دارد .با اجرای طرح جذب دانش آموزان تارک تحصیل و بازمانده تا حدودی این میزان افزایش یافته است . از این تعداد 8/49 درصد از این کلاسهای درس مقطع ابتدایی در شهرها و 2/50 درصد از کلاسهای درس در روستاها دایر شده اند که از این تعداد 9/31 درصد از کلاسهای درس چند پایه هستند . در کل از مجموع 299187 کلاس درس مقطع ابتدایی ، 150256 کلاس درس در روستاهای کشور دایر هستند البته کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند چرا که آمار این کلاس ها حتی در پایتخت نیز قابل توجه است به طوریکه در شهر تهران بیش از 35 کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران 375 کلاس چند پایه وجود دارد[3]. در سال تحصیلی 85 ـ 84 در شهرستان بانه حدود 279 کلاس چنـــد پایه در سطح چهار بخش ( ننور ، نمه شیر ، آلوت و مرکزی ) وجود دارد .
اما برای رسیدن به رفع موانع و مشکلات آموزشی و تربیتی کلاس های چند پایه منابع علمی زیادی وجود ندارد . کتابها و مطالب موجود بیشتر ، ارائه نظرات و پیشنهاداتی است که به صورت پراکنده و مجموعه ای که تلفیقی از دانش و تجاربی است که معلمان کلاس های چند پایه بیان گردیده است .
دوره های مختلف رشد از دیدگاه پیاژه
به عقیده ژان پیاژه آگاهی از دوره های و مراحل رشد فراگیران برای معلمان و مربیان از اهمیت بسیار بالایی برخورداراست . چرا که تا معلمان از ویژگیهای این دوره آگاه نباشند نمی توانند در کارتربیت و یادگیری منشاء اثر مثبت باشد . به نظر پیاژه رشد هوش و توانایی عقلی و فکری کودکان و نوجوانان در طی چهار مرحله تشکیل شده است که هر کدام از این دوره ها امکانات و نیازها و ویژگیهایی را دارا می باشد .
1 ـ دوره حسی و حرکتی : ( این دوره از تولد تا دو سالگی ) ادامه می یابد .
2 ـ دوره قبل از عملیات عینی : ( 2 تا 7 سالگی ) که خود به دو دوره « 2 تا 4 سالگی » و « 4 تا 7 سالگی » دسته بندی شده است . در دوره ( 4 تا 7 سالگی ) کودک ابتدا تصورات و ادراک هایش بصورت داوریهای مبهم پدیدار می شود . اما کم کم به درک و فهم منطقی امور منجر می گردد . پیشرفت زبان به عنوان عامل موثری در جهت رشد کودک درباره شناخت اشیاء بر یک صفت متمرکز می شود و این امر از یکسوگرایی[4] به تدریج منجر به تواناییهای دیگر می شود که ویژگیهای سوواء گرایی[5] یا چند بعدی بودن و نگهداشت ( عده، اندازه ، حجم ) پدیدار می شود .
3 ـ دوره عملیات عینی : ) 7 تا 11 سالگی ) در رشد و فکر کودک تغییر و تحول چشمگیری پدیدار می شود . از ناتواناییهای ادارکی و استدلال و از حالتهای خودمداری کودک کاسته می شود . بر اساس تجربه های قبلی فعالیتهای او در جهت اور عینی بکار می رود ، درک نگهداشت[6] حاصل می گردد و به مفهوم بازگشت پذیری[7] ، طبقه بندی و تفکر منطقی در پایان دوره دست می یابد . و برای فعالیتهای پیشرفته تر ذهنی در دوره تفکر صوری و مجرد آمادگی می پذیرد .
4 ـ دوره عملیات صوری« نظری » : ( 12 تا 15سالگی[8] ) در این دوره فراگیران به توانایی تفکر مجرد دست می یابند ، مسائل را با روشهای معقول و گوناگون از راه استدلال و روش قیاسی حل می کنند و مباحث علمی را به طرز اصولی و منطقی شرح و بسط می دهندو از آن نتیجه گیری می نمایند . فکر نوجوان بارور و نیرومند و انعطاف پذیر است . می تواند نتایج فعالیتهای ذهنی و نظری را پیشگویی نماید .
نظریه مراحل رشد پیاژه ، معلمان را به طرز نوینی به مقابله با مسائل فراگیران در طی مراحل رشد آشنا می سازد و طرفداران نظریه های یادگیری را قبل از هر گونه بحث و نتیجه گیری متوجه ، اهمیت یادگیری از راه مراحل رشد نموده و موجب نوعی سلسله مراتب در کار یادگیری شده است . به این جهت مراحل رشد یادگیری بر اساس پژوهشهای دقیق وانکار ناپذیر خود از منطق علمی پیروی می کند و از نظر آموزش و پرورش روز به روز برارج و اهمیت آن افزوده می شود .
در رویکرد جدید ، مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جزو مهمترین اهداف تعلیم و تربیت قلمداد می گردد . اندیشمندان تعلیم و تربیت معتقدند که هنر آموزش زمانی شکوفا و پویا خواهد شد که یک ابزار بیانی و رساندن پیام برای نیل به هدفهای آموزشی در اختیار معلمان باشد . ولی آیا درکلاسهای چند پایه با وجود عدم تشکیل گروههای هم سن حتی دانش آموزان در انجام فعالیتهای ورزشی از بازی لذت می برند ؟
برای اینکه بازی دارای هدف است و همکاری و تلاش گروهی در آن وجود دارد و بازی به رهبر نیاز دارد ولی وجود سنین متفاوت و جنسیت آیا از لحاظ هماهنگ ساختن فکر و عمل باعث ایجاد تضادهای در رسیدن به اهداف مورد نظر منجر نمی گردد . روزگاری معلم فقط وظیفه اش به انتقال مجموعه ی خاصی از دانش و مهارتها و احتمالاً گرایش مشتی معلومات خلاصه می شد ، اما امروزه می توان وظیفه ی معلم را با دقت بیشتری مورد توجه قرار داد . به طوری که وظیفه او کمک به تغییر در همه ی جنبه های شخصیتی یا رفتاری فراگیران اعم از جنبه های شناختی ، عاطفی و اجتماعی و ... را در بر می گیرد .
ویژگیهای عاطفی : رشد عاطفی ، پیچیدگی خاصی دارد و در سایر جنبه های رشد مثل رشد بدنی ، رشد عقلانی و اجتماعی تاثیر فراوان دارد . رشد عاطفی وقتی نمایان می شود که بچه ها بتوانند احساسات و عواطف خود رابه نحوی که مورد قبول افراد گروه است ابراز دارد . ولی آیا کلاسهای چند پایه امکان کیفیت بروز عواطف دانش آموزان را فراهم می نماید و اغلب به علت تعداد کم دانش آموزان ( همکلاسی و همبازی ها ) سبب پیــدایش تظاهرات نامطبوع عاطفی در رفتار بچـه ها می شود و بچه ها فرصت کافی پیدا نمی کنند تا حالات عاطفی خود را بروز دهند .
ویژگیهای اجتماعی : نظر ها و تمایلات اجتماعی قسمت عمده ای از فرهنگ یک جامعه را تشکیل می دهد . جنبه اجتماعی رشد فرد پایه و اساس زندگی انسانی را تشکیل می دهد . پذیرش و یادگیری نقش اجتماعی به علت محدودیت جنسی و شرایط سنی در این دوره از مراحل رشد آموزشی و تربیتی بتدریج تغییر می کند و تمایلات و رغبتهای بچه ها متنوع و ناپایدار است . اما نحوه ی ارتباط دانش آموزان در کلاسهای چند پایه با دیگران و علاقه او به کار جمعی و معاشرت با همبازیها نوعی دو گانگی را در کسب مهارتهای اجتماعی در آنها ایجاد می نماید .
ویژگیهای جنسی : وقتی بچه وارد دبستان می شود اولین عاملی که او را مورد توجه گروه قرار می دهد . موفقیت او در اجرای نقش جنسی است . منظور از نقش جنسی در اینجا اجرای اموری است که از لحاظ دختر یا پسر بودن جامعه بعهده افراد قرار داده می شود . بچه ها از طرفی با افراد غیر همسن خود برخورد می کنندکه از لحاظ استعداد ، تمایلات و احتیاجات و تجربیات با آنها یکسان نمی باشند . ایجاد ارتباط با این دسته و هماهنگ ساختی رفتار خود با تمایلات و افکار آنها برای بچه ها دشوار است . از لحاظ رشد اجتماعی تضادی بر مبنای کسب مهارتهای اجتماعی به علت متفاوت بودن ویژگیهای مختلف سنی و تجربیات نقش رهبری گروه ها میان آنها ایجاد می نماید . یکی از عوامل موثر در بهداشت روانی افراد پذیرفته شدن ایشان از طرف گروه است . دانش آموزی که نتواند با گروه همسن خود ارتباط پیدا کن ، موقعیت اجتماعی و سلامت و رشد عاطفی او متزلزل می شود .
فضای آموزشی
نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش جهان نشان داده که همیشه مکانهای اختصاصی برای آموزش وجود داشته است . در طراحی فضاهای آموزشی همیشه باید به این مساله توجه داشت که مدرسه تنها یک محیط خشک و بی روح بدون تاثیر در فراینــد یادگیری نیست ، عاملی زنده و پویاست و در کیفیت فعالیتــهای آموزشی و تربیتی نقش مهمی را ایفا می کند . بر همین اساس برخی از ویژگیهای فضاهای مناسب « استاندارد» بیان می شود . ( قضاوت مقایسه این فضاها را با کلاسهای مدارس چند پایه در مناطق محروم را به مسئولین امر موکول می نماییم .)
الف ) در ورودی ـ چگونگی طراحی و اجزای آن در حالت روحی فراگیران تاثیر می گذارد .بطوری که با رنگ های شاد و گرم رنگ آمیزی شده باشد .
ب ) حیاط مدرسه ـ وسعت کافی داشته باشد و در محوطه سازی و ایجاد فضای سبز در آن دقت کافی شده باشد .
ج ) کلاس درس ـ متناسب بودن کلاس با وضع جسمانی و روحی دانش آموزان بطوری که برای هر دانش آموز 6/3 تا 5/4 متر مکعب فضا لازم است . نورکافی و متناسب با شبانه روز و شرایط فصلی برای حفظ سلامت چشم فراگیران تامین شود . حررات کلاس باید بین 18 تا21 درجه سانتی گراد و درجه رطوبت نباید از %30 پایین تر باشد . کف کلاس قابل شستشو ، مسطح و بدون درز و به رنگ روشن (به ویژه سفید) باشد . فاصله اولین ردیف دانش آموزان تا تابلوی کلاس2 متر باشد .
د ) رنگ ـ به منزله عنصر تفکیک ناپذیر معماری ، تاثیر فراوان بر روحیه و رفتار فراگیران دارد و حالات روانی و عاطفی آنان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد . زیرا سبب شادابی ، نشاط روحی ، تحرک و تلاش دانش آموزان می شود و فرایند یادگیری را سرعت می بخشد . رنگ دیوارهای داخلی کلاس ، رنگهای گرم و آرام مانند کِرِم مناسب است . مناسبت این رنگ ناشی از وجود رنگ زرد در آن است که همواره مظهر روشنایی و علم بوده است . همچنین تراکم رنگ سفید در داخل آن باعث تعادل فضا می گردد .
هـ ) تراکم دانش آموزان ـ تدریس در کلاس های که فراگیــران آن در یک پایه کمتر باشد بهتر است « کاهن ، فیلبی ، مک کاچئون ، کایل[9] » اعتقاد دارند بین پیشرفت تحصیلی فراگیران و عملکرد معلمان بر تعداد دانش آموزان رابطه مستقیم وجود دارد ، هر گاه تعداد فراگیران کمتر باشد کیفیت تحصیلی دانش آموزان بهتر است .
مشکلات و معضلات آموزشی و تربیتی کلاسهای چند پایه
1 ـ کمبود وقت :
زمان گرانبهاترین عنصری است که انسان امروزی در اختیار دارد ، به حدی مهم و اساسی است که حتی خدواند متعال در سوره مبارکه « والعصر » به آن سوگند یاد نموده است .
با استناد به ساعت آموزشی کلاسها ، یک معلم چند پایه باید120 ساعت در هفته به فرآیند یاددهی و یادگیری بپردازد . با توجه حجم ، گستــردگی مطالب و مفاهیــم آموزشی ، فقر فرهنــگی ، دو زبانگی ، پیش نیازهای آموزشی دانش آموزان روستایی ، تغییرات به روز محتوای آموزشی و ارزشیابی ازجمله مشکلات اساسی و عدیده ای است که بصورت آگاهانه از فراگیران و معلمان این کلاسها رفته و می رود . معلمان ناچارند دورس را بر اساس اهمیت تقسیم بندی نموده و بیشترین زمان کلاس را به تدریس دورس اساسی( ریاضی ، علوم ، فارسی و تعلیمات اجتماعی ) بپردازند .
2 ـ فضای آموزشی نامناسب :
با تکیه بر تحقیقات و پژوهش های عینی از معلمان کلاسهای چند پایه ، نگاه های مشترکی در زمینه نامطلوب بودن بیشتر فضاها و امکانات آموزشی وجود دارد . نا مناسب بودن فضا از جمله محور های اساسی ایجاد مشکلات و موانع روشهای تدریس بصورت نوین می باشد .
درصد قابل توجهی از فضای کلاسهای چند پایه مدارس روستایی از لحاظ میزان فضا برای هر فراگیر ، طرز قرار دادن میز و نیمکت ها ،جهت نور ،رنگ وکیفیت دیوار کلاس ، سقف کلاس کیفیت نامناسب دارند . بر اساس آمارگیری نمونه ای در سطح سه بخش تحت تصــدی مدیریت آموزش و پرورش ، در اکثر روستا ها ، کلاسهای چند پایه هنــوز هم بصورت اجاره ای و فضای نامطلوب اداره می شود .
3 ـ ترکیب سنی فراگیران :
وجود دانش آموزانی با ویژگیها و سنین متفاوت ، گاهاً معلمان کلاسهای چند پایه را در امر مسائل آموزشی و تربیتی با مشکل مواجه می سازد.چرا که سنین 6 تا 15 ساله این کلاسها اغلب دوره های مختلف رشد جسمی ، ذهنی و عاطفی را با نیازهای متفاوت می گذرانند. معلمان مجبورند با هرگروه سنی رفتار و توجه خاص مربوط به سن خود را به عمل آورد.
4 ـ نقش تفاوتهای فردی در کلاس های چند پایه :
در مقایسه با کلاس های عادی تفاوتهای فردی دانش آموزان چه از لحاظ استعداد ها و ویژگیها و تواناییها فردی و چه از لحاظ جنسیت مشهود تر است . چرا که در این کلاس ها فراگیرانی با ویژگیها و تفاوتهای آموزشی و فرهنگی خاص وجود دارد . بر اساس نظریه میدان شناختی ، نقش اساسی بر عهده معلم است که برای نیل به رشد و پرورش شاگردان معلم باید از ساخت و پویایی فضاهای زندگی شادگردانش آگاهی کافی داشته باشد .
5 ـ کمبود وسایل و امکانات آموزشی :
وجود تغییر روز افزون مطالب و محتوای کتاب های درسی و رشد سریع تکنولوژی و فن آوری اطلاعات ، باز هم دانش آموزان کلاسهای چند پایه را از دستیابی به تکنولوژی آموزشی محروم می دارد و بار سنگینی معلومات فقط باعث تقویت افزایش حافظه طوطی وار در ذهن فراگیران می گردد . برای تدریس و یاددهی یک آزمایش کوچک عملی درس علوم مانند آهن ربا ، گوی و حلقه مطالب آموزشی بصورت تئوری و تخیلی در ذهن دانش آموزان تغذیه می شود . در بعضی از مدارس محروم روستایی حتی وجود نیازهای اولیه یک مدرسه ( میز و صندلی و تابلوی آموزشی مناسب ) جهت تحقق اهداف آموزشی شدیداً در مضیقه می باشند . اغلب کلاسهای چند پایه فاقد وسایل آموزشی جدید است . حتی بارها مشاهده شده است که پس از اتمام فعالیتهای آموزشی مدارس شهری وسایل کهنه و دست دوم این مدارس در اختیار معلمین مناطق محروم روستایی و کلاسهای چند پایه قرار می دهند .
چه بسا در برخی از موارد وسایل و اموال اسقاطی مدارس شهری که به اصطلاح از( مُد) افتاده است روانه ی مدارس روستایی می شود تا فراگیران کلاسهای چند پایه از آن استفاده نمایند . در شرایطی که همین فرزندان روستایی آینده ساز جامعه ایرانِ فردای ما هستند .
6 ـ گرفتاریها و مشکلات خانوادگی دانش آموزان کلاسهای چند پایه :
تامین نیروی انسانی جهت کمک به درآمد اقتصادی در زمینه امورات (کشاورزی ، دامداری ، قالی بافی ) اغلب بر عهده ی فرزندان کوچک خانواده می باشد و تحصیل فرزندان از مسایلی است که درامر تدریس دانش آموزان و پیشرفت کار معلم ، مانع ایجاد می کند . بسیاری از فراگیران پس از اتمام فعالیتهای آموزشی ناچارند به یاری اولیای خود بشتابند . هر چند که این امر ممکن است در گردش چرخ های اقتصادی خانواده مفید واقع شود اما در بیشتر موارد این امورات ، سنگین ، خارج از حد و توان و حوصله ی اطفال است و معایبی را همچون خستگی شدید جسمی و در مجموع عقب ماندگیهای درسی و غیبت های مکرر و گاهاً پس از پایان مقطع ابتــدایی موجبات افت تحصیلی و ترک تحصیل را فراهم می نماید .
7 ـ دو زبانگی و تاثیر آن بر پیشرفت تحصیلی و رشد اجتماعی و عاطفی فراگیران کلاسهای چند پایه :
دو زبانگی از مساله ساز ترین واقعیت های است که آموزش و پرورش کشور ما به عنوان یک امر فراگیر که به مناطق خاص و محدودی اختصاص ندارد ، مواجه است . اغلب دانش آموزان کلاسهای چند پایه به ویژه کودکان پایه اول و سپس پایه دوم و سوم از نظر آموزش آسیب پذیرترین قشرهای دو زبانه هستند. مردم هر کشور عموماً در مورد زبان رسمی کشور خود اصطلاح « زبان » را بکار می برند ولی برای سایر زبانها رایج در همان کشور از اصطلاح « گویش[10]» استفاده می کنند .
تمام دانش آموزان مناطق محروم روستایی وکلاسهای چند پایه به محض ورود به مدرسه خود را با زبان فارسی که زبان رسمی آموزش و پرورش است مواجه می بینند . اینگونه دانش آموزان بدون توجه به این که تا چه حد با زبان فارسی آشنایی دارند ، مجبورمی شوند به زبان فارسی بخوانند ، بنویسند ، صحبت کنند و حتی مفهوم سازی و فکر کنند .
زبانشناسان و روانشناسان آثار منفی ناشی از تداخل و انتقال دو زبانگی را اینگونه استدلال می کنند که وقتی شخص در حال یادگیری موضوع جدیدی است ، عناصر مربوط به دو موضوع با هم تداخل پیدا می کنند و گاه آموخته های پیش ، مزاحم آموختن جدید می شود و گاه موضوع دوم مانع آموختن یا به یاد آوردن موضوع نخست می گردد . این حالت زمانی رخ می دهد که دو موضوع یادگیری به میزان زیادی متفاوت باشند .
کم رویی ، منزوی شدن ، خاموشی و خود سانسوری از جمله رفتارهایی است که این کودکان در جبران احساس کمتری خود بدان متوسل می شوند . از طرف دیگر ، کودکان دو زبانه ای که هنگام ورود به مدرسه با زبان مدرسه آشنایی ندارند ، حتی اگر در یک محیط یک دست و در میان همکلاسانی قرارگیرند که هم زبان خود آنها هستند ، در جریان یادگیری ، خواندن ، بیان کردن ، درک مطلب و ساختن مفاهیم جدید به ویژه در کلاس اول ابتدایی با مشکلاتی مواجه خواهند شد . امکان دارد این مشکل به افت تحصیلی و در نهایت به ترک تحصیل منجر گردد . افت تحصیلی هم به نوبه خود به احساس حقارت ، نا امیدی ، بی انگیزگی و دلسردی می انجامد . همین ناسازگاری های عاطفی در مراحل بعد مجدداً افزایش وموجب افت تحصیلی خواهد شد . به این ترتیب بدیهی است که زبان ارتباط بسیار نزدیکی با فعالیتها و توانمندی های آموزشگاهی کودکان و خصوصاً کلاسهای محروم مناطق روستایی و چند پایه دارد که اغلب از امکانات فرهنگی و محیطی نا مناسبی بر خوردارند .
8 ـ حجم مطالب آموزشی برای یک آموزگار :
اگر برنامه ی مدارس تک پایه یک آموزگار را با آموزگاران کلاسهای چند پایه مقایسه کنیم ، یک معلم دو پایه 48 جلسه ، معلم سه پایه 72 جلسه ، یک معلم 4 پایه 96 جلسه و بدین ترتیب یک معلم پنج پایه 120 جلسه را طی یک هفته در دستور کار خود خواهد داشت .
******************************************************
یک معلم چند پایه با توجه به حجم زیاد کتب درسی نه تنها مجال مناسب جهت تدریس مطالب و موضوعات درسی به شیوه ی روشهای نوین « گروهی ، مشارکتی ، ترکیبی » که در این روشها بایستی فراگیران فکر کنند ،آزمایش نمایند و عمل کنند را ندارند . اگر یک معلم چند پایه در طول یک هفته 20 درصد از جلسات را تدریس باشد . این سوال پیش می آید طی یک هفته آیا این تدریس و به دنبال آن نظارت مستمر، حل تمرین ، آزمایش ، بررسی تکالیف ، ارزشیابی و اجرای فعالیتهای مکمل و فوق برنامه انجام خواهد گرفت ؟ چند درصد موفقیت در کار این آموزگار خواهیم داشت . به قول معروف « آب در هاون کوبیدن» است و بس .
به یک مثال عینی در سال تحصیلی گذشته می پردازیم : در یکی از کلاسهای آموزش ضمن خدمت در رابطه با تغییر محتوای کتاب فارسی، به کتاب بخوانیم و بنویسیم ، مدرس ضمن خدمت به آموزش مطالب تدریس فارسی بخوانیم از طریق نوار ویدیویی که توسط استاد با تجربه ای از پایه چهارم و متناسب با شرایط فرهنگ غنی مناطق آموزشی سطح تهران صرف تدریس به شیوه ی روشهای یادگیری مشارکتی و گروهی ، حدود 50 دقیقه برنامه ریزی شده بود . حال کلاسهای چند پایه ؟!
9 ـ ترکیب بندی کلاسها :
مشکل ترکیب بندی کلاسها چند پایه از نظر ( چند پایه و کدام پایه ها ) از جمله محورهای مهم و اساسی است که باید مورد توجه معلم قرار گیرد . با توجه شکل ترکیب ، ساعت و زمان و ارائه روشهای تدریس نوین و موقعیت فضا و مکان مناسب ، گروههای دانش آموزی را سامان دهد . با توجه به عدم امکانات آموزشی امروزه حتی در بیشتر مناطق آموزشی به علت محدودیت فضا و تدریس روشهای موثر یادگیری مشارکتی و عدم تناقض تعداد فراگیران در پایه های ( از قبیل ترکیب گروهی ) با توجه به میز و نیمکت ، حتی مشکلات ویژه ای را در زمینه ترکیب و شکل پایه ها فراهم می نماید .
10 ـ تردد همکاران در مدارس چند پایه :
اساسی ترین مشکل کلاسهای چند پایه تردد معلمان در این نوع مدارس می باشد در فاصله چند سال اخیر ، با اجرای طرح اختیاری کردن بیتوته معلمان در محل خدمت خویش ، تعداد کثیری از معلمان مدارس روستایی دور دست تردد می نمایند این در حالی است بنابه عوامل مختلف ذیل عملاً ساعت کار این کلاسها کاهش می یابد .
ـ با توجه به کوهستانی بودن منطقه ، صعب العبور بدون راههای روستایی و طولانی بودن دوره سرما و بارش برف و باران و سرمای شدید معلمان با تاخیر 20 دقیقه ای و بیشتر در کلاسها حضور می یابند .
ـ خستگی راه در برخی مدارس که معلمان مجبورند پیاده به محل خدمت خویش بروند و کاهش توانایی آنها در تدریس .
ـ کاهش زمان استراحت در مدارس دو وقته ( نوبت صبح و بعد از ظهر ) از دو ساعت به یک ساعت و کمتر
ـ کاهش میزان ساعت تدریس در هر پایه برای جبران تاخیر در ورود به مدرسه
ـ بی توجهی به برخی از دروس مانند ( ورزش ، هنر ، انشاء ، قرآن و ... ) برای جبران ساعت درسی از دست رفته
ـ تعطیلی زود هنگام ساعت کار مدارس برای مراجعت به محل سکونت خویش
ـ نداشتن فرصت لازم برای تمرین و تکرار مطالب آموزشی
ـ انتظار فراگیران برای ورود معلم به روستا که اثرات سوء پرورشی را به همراه دارد .
11 ـ اختلاط دانش آموزان( دختر و پسر ) ترکیب جنسیتی فراگیران :
از مساله ساز ترین معضلات کلاسهای چنــد پایه اختلاط فراگیــران ، آنهم در سنیــن بالا ( پایه چهارم و پنجم ) می باشد . ترکیب جنسی دانش آموزان دختر و پسر در یک کلاس از لحاظ مسائل روانی و تربیتی توجه فوق العاده به این مسئله را می طلبد . مشکلات ناشی از اختلاط دانش آموزان کلاسهای چند پایه ( بخصوص در سنین بالا ) مستلزم کنترل خاص و توانایی نظارت و رهبری همه جانبه معلم است . کوچکترین غفلت در این مورد مصائب پیچیده ای ، از اختلاف ساده ی مدرسه ی تا درگیریهای شدید خانوادگی را بدنبال داشته است .
12 ـ نبودن محیط غنی فرهنگی و عدم تطابق عملکرد خانه و مدرسه :
رابطه مناسبات انسانی ، کمک به دیگران و پای بند بودن به ارزشهای معنوی و اخلاقی آن جامعه موجبات نشاط و امنیت خاطر را در کلاس درس و محیط آموزشی به وجود می آورد . امروزه با توجه به توسعه فن آوری اطلاعات در مدارس و تغییر روز افزون محتوای کتب درسی اکثر اولیا با توجه به زمینه بیسوادی آنها نه تنها در امر پیشرفت تحصیلی فرزندان کمکی به آنان نمی شود ، بلکه در بسیاری موارد با روال سنتی ، کودکان را در تکمیل مطالب آموخته شده دچار دو گانگی نموده و اغلب بار سنگین آموزش و یاددهی را معلمان بر عهده دارند و به علت عدم آمادگی اولیاء در نداشتن زمینه های لازم فعالیتــهای آموزش و پرورش در خانواده بیشتر جریان یادگیــری به همان کارهای جزیی مدرسه ختم می شود .
13ـ درصد قبولی در عملکرد مدارس :
در نظام آموزشی به جای توجه بیشتر بر کیفیت فعالیتهای آموزشی و پرورشی مدارس ، با ارسال فرمهای درصد قبولی و مقایسه و مبنا قرار دادن عملکرد آنها با سایر مدارس ، به کمیت فعالیتها بیشتر ارج نهاده اند . معلمان به ناچار با ارائه درصد های قبولی کذایی عملکرد خویش را مطلوب نشان می دهند . این در حالی است که نارساییهای آموزشی و پرورشی مدارس در همان سال بصورت پنهان باقی مانده و نمود خود را در سالهای بعد آشکار می سازد تا حد زیادی که از پیشرفت و توازن و تعادل کار تدریس در یک پایه نیز می کاهد .
14 ـ میزان توقعات و انتظارات والدین از این کلاسها :
والدین اکثراً فکر می کنند که با توجه به تئوری های گذشته ی خویش (کاهش جمعیت و عدم مهاجرت روستاییان ) که فرزندان آنها در پایان گرفتن مدرک تحصیلی دیپلم در سازمانی یا ارگانی استخدام شوند پشت میز نشین شوند . این انتظارات اغلب منجر به کاهش انگیزه در ممانعت از ادامه تحصیل فرزندان خود گردیده و حتی زمینه های ترک تحصیل و یا کفایت به گرفتن کارنامه قبولی پنجم نمایند . برخی اوقات به علت کثرت فرزندان و مشغله کاری توجهی به کم و کیف روند تحصیل فرزندانشان ندارند چه بسا دیده شده برخی از اولیاء برای کار به نقاط دوردست مهاجرت نموده و شاید در طول سال تحصیلی یک الی دو بار به محل سکونت اصلی خود مراجعت نموده و توجهی به وضعیت تحصیل فرزندانشان نمی کنند . بطور کلی میزان توقعات و انتظارات والدین از این کلاسها سطحی بوده و به آنها اهمیت چندانی نمی دهند . این عامل خود موجبات دلسردی و محدود نمودن دامنه فعالیت معلمان را فراهم می نماید .
15 ـ نداشتن فرصت تمرین و تکرار مطالب درسی و ارزشیابی های مستمر :
با توجه به حجم کتب درسی و مدت زمانی که معلم به امر فرایند یاددهی و تدریس در مدارس چند پایه می پردازد . فرصت کافی جهت بازشناسی و یادآوری مطالب آموخته شده ، از طریق تمرین و تکرار و یا ارزشیابیهای مستمر ندارد و اغلب در طراحی و تنظیم سوالات امتحانی مطابق با استانداردهای طراحی سوال با مشکل مواجه می شوند زیرا که در طراحی صحیح و واقعی سوالات متناسب با تواناییها و شرایط نامحدود درسها و اجرای کیفی ارزشیابیها ناموفق می مانند .
16 ـ گروههای آموزشی چند پایه :
با توجه به وجود مشکلات آموزش و تربیتی در کلاسهای چند پایه ، متاسفانه بیشتر فعالیتهای گروههای آموزشی در مـــدارس سطح شهر و بصورت تک پایه ای بوده است . بیش از % 90 کلاسهای چند پایه در روزهای پنج شنبه تعطیل می باشند تا بحال نسبت به تشکیل سرگروه های آموزشی کلاسهای چند پایه اقدام عملی انجام نگرفته است . تا با راهکارهای عملی در بهبودکیفیت فعالیتهای آموزشی و پرورشی و رفع چالشهای موجود اقدام شود .
17 ـ نقصان تجربه و کمبود اطلاعات معلمان در رابطه با شیوه اداره و برنامه ریزی کلاسهای چند پایه :
کم تجربه ترین معلمان در کلاسهای چند پایه تدریس می نماینـــد و یکی از عمــده ترین دلیل ترک تحصیل دانش آموزان کلاسهای چند پایه که بیشتر در مناطق محروم و دوره افتاده وجود دارند ، عدم تخصص معلمان است . وجود معلمان جوان و کم تجربه در زمینه شیوه های آموزشی و تربیتی کلاسهای چند پایه و عدم دسترسی به امکانات آموزشی در رابطه با روشهای تدریس ، برنامه ریزی مناسب این کلاسها موجبات افت تحصیلی و عقب ماندگی های آموزشی فراگیران را فراهم می آورد . در مراکز علمی و دانشگاهی ( مقطع کاردانی و کارشناسی ) برنامه ریزی های اساسی در تدوین مطالب مفید آموزشی برای بالا بردن سطح آگاهیـــهای علمی معلمان نشده است . تنها در دوره کاردانی به یک کتاب 30 صفحه ای آنهم بطورکلی به کلاسهای چند پایه اشاره شده است این بی تفاوتی لطمه جبران ناپذیری به امر تعلیم و تربیت فرزندان روستایی مناطق محروم وارد می نماید که از هر جهت قابل تعمق و توجه است .
18 ـ مسائل بهداشتی و روانی فراگیران چند پایه :
به دلیل محرومیت ، ضعف جسمانی ، سوء تغذیه ، ناکامیها و محرومیت های اجتماعی و وجود ترکیب و بافت زندگی روستایی و مشکلات اقتصادی اکثر فراگیران کلاس های چند پایه مشکلات و بیماریهای جسمی و روانی دارند . این امر در میزان کیفیت تحصیل دانش آموزان و پیشرفت کار معلم موانع بزرگی را ایجاد می نماید که باید تدابیر ویژه ای برای رفع و بهبود مسائل بهداشتی و تربیتی فراگیران در نظر گرفت .
محاسن کلاسهای چند پایه
ناگفته نماند که تشکیل این کلاسها بنوبه خود دارای محاسنی است که به برخی از آنها اشاره می شود .
1 ـ کلاس های چند پایه بهترین فرصت برای آموزش مهارت های زندگی است و اگر معلمان این کلاس ها دوره های آموزشی ویژه ای را سپری کنند ، در این کلاس ها فراگیران می توانند با تدبیر ویژه معلم ، ضمن آموزش مفاهیم درسی به یادگیری روابط اجتماعی نیز بپردازند.
2 ـ معلم به دلیل کمی تعداد دانش آموزان درکلاس های چند پایه می تواند ضمن استفاده از پتانسیل حضوردانش آموزان بزرگتر برای آموزش دانش آموزان کوچکــتر مفاهیم درسی مختلف را با یکدیگر به شیوه های که برای دانش آموز قابل فهم تر باشد آموزش دهد و به عبارتی مرز بین درسهای مختلف را بردارد.
3 ـ در کلاس های چند پایه معلم می تواند با توجه به شناختی که از ویژگی های روحی دانش آموزان دارد ارتباط صمیمانه تری با وی برقرار کند .
4 ـ در یک کلاس چند پایه دانش آموزان سنین بین 6 تا 15 ساله وجود دارد که دوره های مختلف رشد جسمی ، شناختی و عاطفی ـ روانی را با نیازهای متفاوت می گذرانند ، که تعامل بین آنها در یادگیری اثرات زیادی دارد .
5 ـ استفاده از برخی وسایل کمک آموزشی آماده شده برای سایر پایه ها به طوری که در وقت ، هزینه صرفه جویی شده و بر کارآیی تدریس افزوده می شود .
6 ـ در صورت همخوانی پایه های تحصیلی ( اول ـ دوم ) ، ( دوم ـ سوم ) ، ( سوم ـ چهارم ) و یا ترکیب ها نزدیک ، به جهت یادآوری و تکرار ، مفاهیم و مطالب آموزشی سنوات قبل یا دانستنیهای نیاموخته شده بسیار مفید است .
7 ـ دانش آموزان با دقت به آزمایشات و کارهای عملی که در پایه های بالاتر انجام می شود ، توجه می کنند .
8 ـ ایجاد حس اعتماد به نفس و ابراز وجود در ارائه آموخته هایشان در برابر سایر فراگیران پایه های دیگر
موانع و مشکلات مدارس چند پایه وراه حل های پیشنهادی
گاهی کار تا به آنجا بی اعتبار گشته که هرکس و در هر شرایط به خود اجازه می دهد در این امر خطیر به طور مستقیم دخالت و یا فعالیت نماید.
حتّی در مواردی دیده می شود که طرف گروهی از مسئولین نیز اقداماتی صورت می پذیرد که گویی فراموش شده است که کار تدریس همانند بسیاری از مشاغل، نیازمند ایمان ، اعتقاد ، علاقه، اطلاع، آگاهی، مهارت و تخصیص بوده و تخلف از آن موجب گمراهی، اتلاف وقت، بیزاری، عصیان و عدم رشد و ترقی نیروی فعال مملکت می شود.
اگر ادارهی یک کلاس درس معمولی با عنایت به مسائل خاص تربیتی و آموزشی در حد یک فن و هنر قابل قبول باشد با ذکر پاره ای از مسائل خاص کلاسهای چندپایه می توان به درجه اهمیت، مهارت و کارآیی معلم کلاسهای چند پایه پی برد. در ذیل مشکلات کلاسهای چند پایه را رد دو بخش آموزشی و غیر آموزشی مورد بحث قرارداده و راه حل های لازم را جهت رفع قسمتی از مشکلات ارائه می دهیم.
الف: مشکلات آموزشی
1- کمبود وقت:
هر پایه ابتدایی24 جلسه در هفته برابر جدول دروس مصوب آموزش و پرورش (ساعات آموزشی) دارد. اگر کلاس چند پایه باشد، معلم باید120 ساعت تدریس و فعالیت آموزشی را در قالب 28 ساعت برنامه ریزی کند. یعنی فرصت یاددهی دریک کلاس چند پایه به یک پنجم کاهش می یابد.
به طور مثال: دانش آموزان پایه پنجم کلاس تک پایه در 32 هفتهی مفید آموزشی 128 ساعت درس ریاضیات را در حضور معلم تحصیل خواهند کرد. اما دانش آموزان کلاس پنجمی که در کلاس پنج پایه تحصیل می کنند یک پنجم یعنی 26 ساعت از حضور معلم استفاده خواهند کرد.
* راه حل 1: استفاده از وجود معلم یار
* راه حل 2: تفاوت زمان استراحت
در مدارس ابتدایی از هر ساعت 45 دقیقه برای تحصیل و 15 دقیقه برای استراحت، برنامه ریزی شده است. که هرکلاس ابتدایی در طول تحصیل روزانه 3 بار از فرصت استراحت استفاده می کند. اگر زمان استراحت را طوری تنظیم نماییم که فراغت دانش آموزان به طور متناوب برنامه ریزی شود. به طور قابل ملاحظه ای در وقت صرفه جویی خواهد شد.
در این روش داشن آموزان از حق استراحت خود محروم نمی شوند اما معلم کلاس مربوطه دچار مشکل می شود که می تواند با برنامه ریزی دقیق این نقیصه را جبران کند.
* راه حل 3 :
حذف فرصت اختصاص داده شده برای حضور و غیاب داشن آموزان
یک معلم علاقمند هرگز قسمتی از وقت مفید آموزشی را صرف حضور و غیاب داشن آموزان نمی کند بلکه با گذشت یک هفته از سال با یک نیم نگاهی به نیمکت ها از حضور و عدم حضور دانش آموزان مطلع می شود. البته در این صورت باید به برقراری ارتباط موثر و متقابل معلم با دانش آموز در برنامه های آموزشی اهمیت بیتری داده شود تا موجب قطع ارتباط عاطفی دانش آموزان و معلم نگردد. اگر چه در کلاسهای چند پایه به دلیل حضور مرتب و پیوسته معلم در کلاس این مشکل زیاد احساس نمی شود.
* راه حل 4 :
ثبت فعالیت ها در چک لیست یا دفاتر شاخص آموزشی در خارج از وقت
در یک کلاس چند پایه در هر روز 20 مورد فعالیت آموزشی صورت می گیرد. (برای هر پایه 4 جلسه) اگر معلم بخواهد این فعالیت ها را در دفتر نمره ثبت کند حداقل در هر روز 30 دقیقه از فرصت مفید آموزشی ضایع می شود.
بهتر است فعالیت های انجام یافته در یک صفحه به صورت خلاصه نوشته و بعداز پایان وقت آموزشی به صورت دقیق در دفتر ثبت گردد.
* راه حل 5:
تکلیف دانش اموزان در خارج از وقت آموزشی بررسی گردد.
برای عمل به این شیوه لازم است که باتدای سال دانش آموزان را به داشتن دو دفتر تکلیف تشویق و توجیه کرد. هر روز صبح دفتر تکلیف دانش آموزان جمع آوری شده و بعد از وقت آموزشی توسط معلم بررسی می شود و همان شب تکلیف داده شده در دفتر دیگر نوشته می شود و باز فردای آن، دفاتر دیروز پس داده و دفاتر دیگر جمع آوری می شود.
* راه حل 6:
تعیین یک زمان خاص در خارج از وقت آموزشی برای پاسخ به ارباب رجوع
معلم کلاس های چند پایه علاوه بر معلمی، مدیریت آموزشگاه را نیز برعهده دارند. با این وصف مسلماً هر روز تعدادی ارباب رجوع خواهد داشت که برای انجام اموری مانند: درخواست گواهیف پروندهی تحصیلی، اخذ مرخصی یا مطلع شدن از وضع تحصیل فرزند خود به آموزشگاه مراجعه و موجب تضییع وقت مفید آموزشی می شوند.
در ابتدای سال وقت بخصوصی را جهت پاسخ به ارباب رجوع مشخص و از طریق دانش آموزان به اولیاء اعلام کنید و یا روی مقوا نوشته و به دیوار دفتر آموزشگاه نصب کنید.
* راه حل7:
انجام امور مدیریتی خود را که مستلزم حضور در اداره است با مدیر مجتمع هماهنگ کرده و یک درمیان این کار انجام گیرد.
2- فقدان تجهیزات آموزشی
اثر مفید استفاده از تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی در تعمیق یادگیری چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. اما متاسفانه در کلاس های چندپایه این مشکل به دو دلیل ایجاد می شود:
الف) پایین بودن سرانهی داشن آموزی(در این گونه مدارس حتی برای تهیه سوخت زمستانی هم مشکل مالی وجود دارد) که قدرت خرید وسایل کمک آموزشی را از مدیر ومعاون آموزگار سلب می کند.
ب) در اولویت قرارداشتن مدارس چندپایه در هنگام توزیع وسایل کمک آموزشی رایگان، از طرف اداره به دلیل پایین بودن آمار دانش آموزان، استفاده از وسایل و تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی به عنوان تسهیل کنندهی امر یادگیری، بخشی است که در تمام تحقیقاتی که در این خصوص صورت گرفته به اثبات رسیده است.
ج) در برخی موارد که کیت های آموزشی و وسایل آموزشی و آزمایشگاهی وجود داشته نگرش استفاده از آن در مدیر و آموزگار وجود نداشته که خود مشکلی جدی است اما نبود این گونه وسایل، توجیهی به عدم تلاش برای دست یابی به آن نمی باشد.
د) فقدان آموزش معلمان در استفاده از وسایل آموزشی از مشکلات این کلاس هاست.
* راه حل 1:
دانش آموزان در ساعت هنر می توانند با هدایت معلم ابزار و وسایلی بسازند که در تدریس بعنوان وسیلهی کمک آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. ساختن بسته های ده تایی و چرتکهی آموزشی به عنوان کاردستی سال هاست که توسط معلمان بعنوان یک شیوه به کار گرفته می شود.
* راه حل 2:
تدوین و برنامه ریزی آزمایشات علوم برای یک روز مشخص و به امانت گرفتن این گونه وسایل از مدارس برخوردار راه دیگر جبران این نقیصه است.
* راه حل 3:
بردن چند جلسه به آزمایشگاه مرکزی ادارهی آموزش و پرورش محل خدمت یا آزمایشگاه مجهز یکی از مدارس با هماهنگی اداره، روش دیگری برای استفاده از وسایل آموزشی است. آزمایشگاه دبستان شهدای شهیدآباد باقول مساعد ریاست اداره در حال راه اندازی است.
* راه حل 4:
اما مناسب ترین راه طرح مشکل با اولیاء دانش آموزان است. تحقیقات ثابت نموده است که اگر اولیاء درگیر مسائل آموزشگاه شوند کمک شایانی به حل مشکل خواهند نمود. خرید یک جعبهی علوم یا ریاضی هزینهی چندانی ندارد که از عهدهی مردم یک روستا بر نیاید.
* راه حل 5:
استفاده از وسایل دور ریختنی در خانه و ساختن وسایل آموزشی
* راه حل 6:
اساس آزمایشات علوم براستفاده از محیط اطراف قرارگرفته است که با وسایل اطراف خانه و مدرسه می توان بسیاری از آزمایشات را انجام داد.
3- حذف یا کم رنگ نمودن تعدادی از دروس مانند ورزش و هنر:
آموزش و پرورش تنها آموختن ضرب و تقسیم نیست، بلکه شکوفا نمودن استعدادهای دانش آموزان است. شاید دانش آموزان در ورزش و هنر استعداد بالقوهای دارد که با اندک عنایتی به بالفعل تبدیل شود. فدا نمودن چنین استعدادهایی به بهانه وقت ظلمی نابخشودنی در حق کودکان بوده و عنصر نشاط و هیجان را از بین می برد از مدرسه فضایی دلگیر و خشک در ذهن داشن آموزان ترسیم می کند.
فعالیت فیزیکی نه تنها در تامین سلامت جسمانی، بلکه در سلامت روانی نیز اثر دارد.
مطالعات کلینیکی نشان داده است که: «اضطراب متوسط و افسردگی در اثر فعالیت فیزیکی بهبودی می یابد.»
صاحبنظران اعتقاد دارند به سه علت زیر دانش آموزان از نظر جسمانی فعال باشند:
1) فعالیت جسمانی 62 درصد برای ایجاد یک احساس خوب روانی و جسمی، محرک قوی به شمار می رود.
2) فعالیت جسمانی 42 درصد در کنترل کردن وزن، داشتن ظاهر متناسب و خوشایند اثر دارد.
3) فعالیت جسمانی 36 درصد باعث راحتی و کاهش استرس می شود. با این همه تحت الشعاع قرارگرفتن این دروس چیزی نیست که به سهولت منکر آن شد.
در ابتدای سال دانش آموزان را در گروههای ورزشی تقسیم و چارچوبی برای فعالیت آنها تنظیم و علاقهی آن ها را جهت داده و نیز از افراد مطلع در ورزش برای صحبت و هدایت آنان دعوت بعمل آورید. در هنر هم به خلاقیت های کودکان بها دهید. نقاشی تکلیف درسی صرف نیست. بروز دهندهی تخیلات ، آلام، محرومیتها، ناکامیها و خوشحالی هاست.
هنرمندان معاصر آرزو می کنند ای کاش مانند کودکان بتوانند نقاشی های خود را ساده و صادقانه عرضه کنند به طوری که پیکاسو بیان کرده است:
«هنری که هنرمند آگاه آرزوی رسیدن به آن را دارد، هنر کودکان است».
گاه گاهی نقاشیهای جالب کودکان را جمع آوری و به فردی که در این زمینه استعداد دارد نشان دهید تا نقاط قوت و ضعف آنها را یادآوری نموده و انها را راهنمایی کنید. در یک کلام بدانید که دانش آموز حرفی را که در دلش می خواهد بگوید، نخواهد گفت، مگر در نقاشی.
پیشنهاد می گردد از کتاب و لوحههای درس تربیت بدنی در حد ساعت مصوب استفاده گردد و با فعال کردن کتابخانه کلاسی در زنگ هنر به پربار نمودن زنگ هنر با استفاده از داستان خوانی، داستان گویی، نمایش و ... غنای بیش تری به تدریس ببخشیم.
4- کمبود اطلاعات و تجارب معلمان کلاس های چند پایه
کمبود اطلاعات معلمان تنها در یک بعد آموزشی و علمی خلاصه نمی شود، بلکه در مسائل تربیتی، روانشناسی و مهم تر از آنها، کمبود تجربههای عملی انان است که موضوع را پیچیدهتر می کند.
* راه حل1:
مطالعات و افزایش معلومات برای هر فردی و در هر شغلی عامل مهم تسلط و اعتماد به نفس می باشد. از مطالعهی منابع مختلف در زمینههای آموزشی و تربیتی کودکان دریغ نکنید.
* راه حل 2:
از ادارهی آموزش و پرورش منطقه و مجتمع آموزشی بخواهید تا جلساتی برای معلمان کلاسهای چندپایه ترتیب دهد.از کلاس آموزگاران موفق بازدید کرده و راه حل مشکلات خودتان را بپرسید. هر آموزگاری که در کلاس های چند پایه خود را از پرسیدن راه حل مشکلات بر حذر داشت، هم خود و هم دانش آموزان را به نقطهی تاریک و نامعلومی هدایت خواهد کرد.
* راه حل 3:
استفاده از کتابهای روش تدریس (کتاب هایی که توسط جناب آقای جعفری کارشناس آموزش عمومی اداره در 5 جلد به تمام مدارس شهر و روستا ارسال شد)
* راه حل 4:
استفاده از سر گروههای آموزشی برای تدریس کتابها و رفع اشکال آنها در کلاسهای چند پایه.
* راه حل 5:
استفاده از تجربیات و توضیحات معلم راهنمایان تعلیماتی در کلاسهای محور بازدید خود.
* راه حل 6:
استفاده از کتاب های خاص کلاسهای چندپایه.
* راه حل 7:
استفاده از cd تدریس های جشنوارهی الگوهای برتر تدریس.
5- نا متناسب بودن ترکیب سنی و جنسی دانش آموزان:
حضور دختران و پسران در محیط کوچک روستا در یک کلاس با ترکیب سنی متفاوت، مشکلات زیادی را متوجه فرآیند یاددهی یادگیری و حتی نظم و انضباط کلاس و سازماندهی مطلوب آن می کند« در سال 1995 در تعدادی از مدارس اتریش داشن آموزان دفتر و پسر را از هم تفکیک و در مدارس جداگانه ای مورد آموزش قرار دادند که نتایج آن رضایت اولیاء داشن آموزان را فراهم آورد.»
مبنای این اقدام آموزش و پرورش اتریش به تحقیقاتی برمی گردد که مسئولین تعلیم و تربیت آن کشور در این خصوص به عمل آورده و به این نتیجه رسیدهاند که: اختلاط داشن آموزان دختر و پسر موجب عدم توازن در بهره وری داشن آموزان از موقعیتهای آموزشی می شود. در این شرایط دختران بیشتر از پسران در یادگیری ازخود مشکل نشان می دهند.
* راه حل:
در سازماندهی کلاس، هرگز دختران یک پایه را مجبور به نشستن در کنار پسران آن پایه نکنید. هیچ ایرادی نخواهد داشت اگر دانش آموزان پسر را در تمام پایه ها در یک طرف کلاس با میز و نیمکتهای مجزا و دانش آموزان دختر را در سمت دیگر کلاس مستقر کنید.
6- عدم وجود مدرسهی راهنمایی در روستا و عدم امکان ادامهی تحصیل در دورهی راهنمایی انگیزهی دانش آموزان را برای تحصیل از بین می برد.
این مشکل موردی است که بیشتر از دانش آموزان، خود اولیاء نگران آن هستند و همیشه از این که بعد از اتمام این دوره فرزندان آنان خانه نشین شده و به سطوح بالاتر تحصیل راه نخواهند یافت مأیوس هستند.
* راه حل:
در چند سال اخیر خوشبختانه مدارس راهنمایی و دبیرستان های شبانه روزی در برخی مناطق، بخصوص در مناطق محروم و کم تر توسعه یافته افزایش پیدا کرده است و آموزش و پرورش در این امر مهم بیشتر سرمایهگذاری می کند. شیوهی ادامهی تحصیل در این گونه مدارس را برای دانش آموزان توجیه کرده و از اداره مسئولی را برای توضیح این امر دعوت کرده و با تعدادی از دانش آموزان و اولیاء را با هماهنگی اداره به بازدید مدارس شبانه روزی ببرید.
- الزامی شدن آموزش تا پایان دوره راهنمایی.
- توسعهی مدارس شبانه روزی.
- طرح ایاب و ذهاب دانش آموزان به روستاهای مرکزی
- طرح آموزش از راه دور
- کلاسهای راهنمایی که در مدارس ابتدایی تشکیل می گردد.
- کلاس های مختلط راهنمایی در روستاهای استان.
ب: مشکلات غیر آموزشی کلاسهای چند پایه
1- عدم رسیدگی و مشارکت اولیاء دانش آموزان در امر تحصیل فرزندان خود:
اولیاء دانش آموزان در این گونه روستاها به دلایل زیادی فرصت نمی کنند در امر تحصیل فرزندان خود مشارکت داشته و به آن رسیدگی کننند. یکی از دلایل مهم آن، کم جمعیت بودن روستا می باشد.
شاید از این گفته تعجی کنید، اما وقتی آمار داشن آموز پایین تر از نصاب لازم برای تشکیل کلاس عادی است و به ناچار کلاس چند پایهی تشکیل شده کار معلم کلاس را پنج برابر کرده است. کمبود جمعیت در روستا نیز موجب عدم تاسیس نهادهایی در روستا شده است که کار اولیاء را چند برابر کرده است.
در روستاهای پرجمعیتی چون مظفرآباد و شهیدآباد ساختارهایی مانند: شرکتهای تعاونی، شعبهی نفت، محل جمع آوری شیر، نانوایی، خانه ی بهداشت، مخابرات و... تاسیس شده و قسمتی از امورات خانه به آنها تفویض شده. اما در روستاهای کم جمعیت همهی این فعالیتها را اولیا خود انجام می دهند که وقت زیادی را می طلبد.
پختن نان در خانه، بردن مریض به درمانگاه شهر و حتی چوپانی گوسفندان نیر به عهدهی اولیاء است.
دلیل دیگر عدم مشارکت اولیاء بی سوادی و یا کم سوادی و زیاد بودن تعداد فرزندان آنان است در هر حال عدم مشارکت اولیاء زنجیرهی ارتباط در حلقهی فرآیند آموزشی را از هم پاره می کند که ترمیم آن مشکل است.
اهمیت مشارکت اولیاء در بیش تر تحقیقات ثابت شده و همهی صاحبنظران به آن تأکید ورزیده اند. (دو کلاس 1968) علاقهی والدین را مهم ترین عامل پیشرفت می داند.
راه حل: تحقیقات و تجربه هر دو ثابت کرده است که بیش تر از آن که بی سوادی یا فقر اولیاء مانع مشارکت آنان در امر تحصیل فرزندان باشد، درگیر نساختن و توجه نکردن آنان در این عدم مشارکت دخیل بوده است.
سعی کنید در هر فرصتی، در جلسات انجمن اولیاء، مراسم عزاداری، جشنها، مناسبتها، در مسجد، در مزرعه و... قسمتی از پیشرفتهای فرزندان آنان را یادآوری، سپس برای رفع نکات ضعف آموزشی آنان از اولیاء کمک بخواهید.
اولیاء حداقل کمکی که می توانند در حل فرزندان خود معمول دارند آن است که قسمتی از کارهای جنبی فرزندان خود در امر کشاورزی و دامداری را کم کنند.
2- فقر مالی اولیاء
بسیار دیده شده است که اولیاء دانش اموزان به خاطر مبلغ اندکی که صرف تمهید مقدمات فرزند خود خواهند کرد، مانع ثبت نام آنان در مدرسه شده اند.
* راه حل1: اولیای دانش آموزان کلاسهای چند پایه حقوق بگیر نیستند که در آخر هر ماه مبلغی را دریافت کنند بلکه کشاورزان و دامدارانی هستند که تنها موقع فروش محصول خود پول دریافت می کنند با دادن فرصت برای پرداختن پول کتاب و... جلوی بسیاری از این ترک تحصیلها گرفته می شود.
هر ساله در افزایش پوشش تحصیلی مبالغی به داشن آموزان کمک شده و لوازم التحریر و کیف و کفش و لباس تحویل می شود که در حال حاضر در این راه حل کمتر توجه می شود.
* راه حل 2: شعبهی انجمن اولیاء و مربیان ادارهی آموزش و پرورش منطقه در این خصوص می تواند حتی کفش و لباس آنان را تهیه کند.(مانند سال تحصیلی 90-1389)از هماهنگی با این نهادها دریغ نورزید.
* راه حل3: فضایی را در مدرسه ایجاد نکنید که تعدادی از تشریفات و امکانات زائد که مستلزم پرداخت وجه از طرف اولیاء است رشد کند. مانند لباسهای ورزشی گران قیمت یا ...
* راه حل 4: به دانش آموزان آموزش دهید که بیش تر دانشمندان و بزرگان و پیغمبران خدا از خانوادههای فقیر بودهاند و بدین وسیله عزت نفس آنها را تقویت کنید.
* راه حل 5: می توان از کمیته امداد در خصوص رفع مشکلات مالی دانش آموزان کمک گرفت.
* راه حل 6: واریز هزینه سرانه به حساب مدرسه به صورت مستقل.
* راه حل7: دریافت کمک از افراد خیر.
* راه حل 8: دریافت کمک از شورای شهر (شورای روستا).
* راه حل 9: استفاده از اعتبارات متمرکز EFA در خصوص پوشش تحصیلی.
* راه حل 10: دریافت کمک از کشاورزانی که پرداخت زکات دارند برای دانش آموزان بی بضاعت.
âراه حل 11: دریافت کمک از معادن منطقه
3- سنگینی حجم کار معلمان
در کلاسهای چند پایه مدیر آموزگار ضمن ندریس، کار مدیریت، دفتر داری و... را بر عهده دارد که مسلماً ضمن اتلاف قسمتی از انرژی و وقت معلم، گاهی حجم کار، ذهن وی را آشفته و تحت الشعاع قرار می دهد.
* راه حل1: یکی از کارکردهای آموزش و پرورش، مسئولیت پذیر بار آوردن دانش آموزان است. سالهای سال است که ما به غلط این شیوه را به کودکان و حتی معلمان آموزش داده این که افراد با سواد و تحصیل کرده آشغال را به زمین ریخته و فردی بی ساد باید آن را جمع کند.
این فرهنگی نیست که به درد جامعه بخورد که در یک آموزشگاه 500 نفری که همه در حال تحصیل و آموختن یا آموزش دادن علم هستند، نسبت به نظافت محیط خود اقدام نکنند و فقط خدمتگزار آموزشگاه این وظیفه را برعهده بگیرد.
به دانش آموزان عادت دهید که محیط خود را تمیز و پاکیزه نگهدارند و گروهی را برای این کار مشخص کنید تا با برنامه ریزی و مشارکت داشن آموزان کارهای خدماتی و تدارکاتی (خرید نفت و…) را انجام دهند.
* راه حل 2: در ابتدای سال تحصیلی در یک جلیهی توجیهی، بین اولیاء تقسیم کار کنید تا اموری را که آنها می توانند انجام دهند به عهدهی آنان بگذارید مثل تعمیرات و... .
* راه حل 3: در زمان مفید آموزشی هرگز کار اداری را دنبال نکنید و به منبع زمان اهمیت بدهید که قابل برگشت نیست. یک نفر از ولتر نویسنده و فیلسوف و متفکر فرانسوی سوال می کند :« آن چیست که همواره حداکثر ندامت و پششیمانی را به بار می آورد و بیش از هر چیز دیگری مورد بی توجهی قرار می گیرد؟ ولتر جواب می دهد: « زمان» زیرا عامل زمان حالت مادی ندارد که بتوانیم آن را تصرف کنیم ضمن آن که مقدار محدودی در اختیار ماست و قابل پس انداز هم نیست!»
4- بی ثباتی نیروی انسانی :
بی ثباتی نیروی انسانی خصوصاً در سیستمهایی که سلیقه ای عمل می کنند. ضرر جبران ناپذیری بر پیکرهی آموزش و پرورش می زند. عادت پیدا کردن دانش آموزان به یک سلیقه و عوض شدن آن در یک سال بعد چیزی نیست که به سهولت آن را به روال عادی برگرداند.
نیروی انسانی با توجه به معضلات آموزشی و پرورشی روستاها که وضعیت موجود را تبیین می کند. می خواهند به یک وضعیت مطلوب برسند. یعنی فاصلهی وضع موجود و وضع مطلوب همان نیاز است که این نیاز را با شرکت در سازماندهی و انتخاب محل خدمت جدید می خواهند برطرف کنند.
اما هر روستایی و هر کلاسی مشکلات خاص خود دارند که جابجایی محل خدمت راه چایهی آن نیست. راه حل این مشکل در دست طراحان و مسئولان نظام آموزشی کشور است که با دادن امتیاز ویژه ای برای معلمان چند پایه، ثبات نسبی را در نیروی انسانی این کلاسها آفریده و مشکل دیگری بر خیل مشکلات این کلاسها نیفزایند. تشکیل مجتمع های آموزشی یک گام به جلو در این راستاست.
دربیشتر مناطق آموزشی هر ساله یا عرفاً هر 3 سال یکبار سازماندهی کلی صورت می پذیرد و معلمان در روستاها و مدارس و کلاسهای چند پایه جا به جا می شوند.
5- سوء تعذیه
تاکنون مطالعات انجام یافته، رابطهی بین سوء تغذیه و برخی مشکلات یادگیری و آموزشی، مانند عدم پیشرفت تحصیلی ، غیبتها، نمرات امتحانی، هوش و عملکرد فرد در کارهای ذهنی را آشکار ساخته است.
محققانی مانند پولیت گالیکوز در یک بررسی که روی کودکان (9تا11) ساله انجام داده اند متوجه شدند که کودکانی که شب گرسنه خوابیده و صبح روز بعد نیز صبحانه نخوردند در مقایسه با دانش آموزانی که صبحانه مقوی خورده بودند از گلوکز که سوخت مصرفی مغز انسان است پایین تری برخوردار بودند.
بررسی دیگری روی گروه کودکان (9 تا 11) ساله نشان داد که نخوردن صبحانه باعث می شود که این کودکان در آزمونهای حل مساله اشتباهات یادی مرتکب شوند اما اثر مهم صبحانه نخوردن وقتی مشخص شد که این کودکان در آزمونهای یادآوری حافظهی کوتاه مدت در مقایسه با دانش اموزانی قرار گرفتند که صبحانه خورده بودند.
بنابراین قاطعانه می توان گفت: یادآوری اطلاعاتی که تازه آموخته شده با خوردن صبحانه افزایش می یابد.
راه حل: اولیاء دانش اموزان را به امر مهم توصیه کنید تا به کمیت و کیفیت غذای کودکان خود رسیدگی کنند و اگر مدرسهی شما جزو مناطق محروم است که تغذیه رایگان داده می شود، این تغذیه را اول صبح بدهیه و تشویق کنید که حتماً بخورند.
معمولاً دانش اموزان لقمه نانی را با خود به مدرسه می آورند و حتی دیده شده است که در کلاس درس هم سعی دارند آن را بخورند. مانع غذا خوردن آنها نشوید. اما عادت دهید که در زنگ تفریح این کار را انجام دهد و به آنها توضیح دهید که شما مخالف غذا خوردن آنان نیستید. بلکه مختلف خوردن غذا در کلاس هستید.
در تعدادی از کشورها صبحانه خوردن در مدارس معمول است. تحقیق روی این موضوع اثبات کرده است که این عمل تاثیر فراوانی به حضور بیش تر دانش اموزان در مدارس و بهبود نمرات حساب آنها داشته است.
6- غیبت بیش از حد دانش آموزان :
دلایلی که در ابتدای بحث مشکلات غیر آموزشی تحت عنوان «عدم رسیدگی و مشارکت اولیاء دانش آموزان در امر تحصیل فرزندان خود» بر شمردیم همان دلایل، در غیبت دان شاموزان نیز تاثیر دارد.
عدم تقسیم کار در روستاهای کم جمعیت به دلیل عدم تاسیس نهادهای زیر ساختی، حجم کار روستائیان را افزایش می دهد و اولیاء ناچارند قسمتی از کار خود را به فرزندان تفویض کنند که غیبت دانش آموزان براثر این پدیده، بیش تر در ماههای فروردین، اردیبهشت و خرداد (فصل کار روستائیان) روی می دهد.
دانش آموزان روستایی با یک سرما خوردگی، جهت مداوا عازم شهر می شود تا تحت درمان قرار گیرد، ایاب و ذهاب آنان علاوه بر طول درمان، مدت غیبت آنان را افزایش می دهد.
* راه حل: درابتدای سال اعلام کنید که به 3 نفر از دانش آموزانی که کمترین غیبت را در طول سال داشته باشند جایزه خواهید داد یا با هماهنگی اداره به اردوی کوتاه مدت اعزام خواهیدکرد. علاوه بر آن، توجیه اولیاء تاثیر مهمی در کاهش غیبت دانش آموزان دارد.
7- پایین بودن حق سرانه مدارس چند پایه
سرانه هم چنان که از اسم آن معلوم است ضرب ثابت یک مبلغ در تعداد دانش آموزان است. سرانه اختصاص داده شده، از طرف اداره به چنین مدارسی به علت پایین بودن آمار دانش آموزان خیلی ناچیز است. بررسی ها نشان داده است که بیش از 40 درصد این رقم صرف کرایه بابت حمل و نقل و میز و صندلی و سوخت زمستانی می شود.
* راه حل: سعی کنید با استفاده از خودروهای اداره با هماهنگی اداره یا با استفاده از وسیله نقلیه عمومی روستا که معمولاً به مراکز بخش و بالعکس رفت و آمد می کنند. این موضوع را حل کنید تادر هزینه صرفه جویی شود.
با توجیه کردن اولیاء از مشارکت مالی آنان برخوردار شوید در این امر اولیاء بهترین یاری کننده مدارس هستند.
8- فضای نامناسب آموزشی:
بدلیل پایین بودن حق تعمیرات که برحسب کلاس درسی توزع می شود، تعمیرات لازم در این مدارس صورت نگرفته و روند تخریب فضای آموزشی تسریع می شود.
* راه حل: در بین روستاییان، معمولاً تعدادی کارگر ساختمانی است که به صورت فصلی در شهرهای بزرگ کار می کنند و در فرصت ایجاد شده به روستا مسافرت می کنند که هماهنگی با این عزیزان زحمت کش مخصوصاً با مسئولیت دادن می توان قسمت عمده ای از تعمیرات را بر عهدهی آنان گذاشت به طوری که هزینهی مصالح ساختمانی را تعداد دیگری از اولیاء و کار ساختمانی و تعمیرات را اینها به عهده بگیرند. تجربه نشان داده است که معمولاً با کمال میل این کار را می پذیرند.
9- نبود امکانات بهداشتی:
صاحب نظران اعتقاد دارند که رعایت مسائل بهداشتی بیشتر از آن که به امکانات مربوط شود، به فرهنگ رعایت مسائل بهداشتی وابسته است. متاسفانه در روستاها با چنین مشکلی مواجه هستیم.
کم توجهی اولیاء دانش آموزان به مسائل بهداشتی گاهاً به تعطیلی مدرسه منجر شده است و بیماری های فصلی و مسری با سرایت به دانش آموزان دیگر، کلاسها را به حالت تعطیلی کشانده و موجب پایین آمدن ضریب بهره وری شده است.
* راه حل: مادران بیش تر از پدران در این مورد می توانند شما را یاری کنند و با دعوت از یک پزشک(مرکز بهداشت- خانه بهداشت) می توانید اولیاء و دانش اموزان را به این امر مهم توجیه کنید که همیشه مواظب حالات جسمی دانش آموزان بوده و اشعار «پیش گیری بهتر از درمان است » را رعایت کنید.
کارت واکسیناسیون کودکان را کنترل و همیشه با واحد بهداشت اداره هماهنگ شوید.
10- غیبت معلمان به دلیل عدم بیتوته در روستا:
اگر معلمان کلاسهای چند پایه در محل خدمت بیتوته ننمایند، مشکلات شمره شده را باید در عدد دو و حتی بیشتر ضرب کنید. در بسیاری از موارد مانند رسیدگی به تکالیف و تصحیح اوراق دانش آموزان و طراحی و تدریس... توضیح دادیم که معلمان می توانند رد خارج از وقت آموزشی این امور را انجام دهند.
عدم بیتوته معلمان ضایعات جبران ناپذیری بر پیکره نحیف کلاسهای چندپایه متوجه می کند که به طور خلاصه به شرح زیر می باشد:
1) رفت و آمد معلمان به صورت روزانه موجبات خستگی جسمی و روحی آنان را فراهم نموده و قسمتی از کارایی آنان را از بین می برد.
2) رفت و امد معلمان هزینهی زیادی در بردارد که با توجه به حقوق کم معلمی یک منبع هزینهی دیگر را نیز افزایش می دهد.
3) رفت و امد معلمان اکثراً با تاخیر همراه است که آثار زیان باری را متوجه دانش آموزان می کند.(ورود در شنبه با تاخیر و خروج در چهارشنبه با تعجیل صورت می گیرد.)
4) مدت تاخیر از وقت مفید آموزشی آنان کسر می شود.
5) در این صورت معلم به عنوان یک الگوی بی نظمی سرمشق دانش آموزان قرار می گیرد.
6) موجب اعتراض اولیاء و از بین رفتن جو صمیمی در محیط روستا می گردد که بعد از آن توقع و انتظار هرگونه کمک از آنها بی معنی می شود.
7) در غیاب معلم، دانش آموزان بی نظمی ایجاد نموده و گاهی باعث برخورد فیزیکی می شوند.
8) در غیاب معلم دانش آموزان، بخصوص در فصل سرما در محوطه آموزشگاه منتظر مانده و بیمار می شوند.
9) امکانات آموزشگاه از قبیل میز و صندلی، درب و ... زود مستهلک می شود.
10) حدس و گمان دانش آموزان مبنی بر آمدن یا نیامدن معلم، موجب بی تفاوتی در انجام تکالیف ارائه شده می گردد.
11) رفت و آمد معلمان در فصل سرما باعث بیماری خود او شده و غیبت وی را موجب می شود.
12) رفت و امد معلمان موجب عدم پی گیری دقیق فرآیند آموزشی می شود.
13) در برخی موارد باعث مراجعات و شکایات اهالی روستا از چگونگی حضور و بی نظمی معلمان به اداره می گردد.
14) اقدام و شخصیت حقیقی معلم روستا و جمعیت شرافتمند معلمان بالاخص معلمان ابتدایی که زحمت کش ترین و صادق ترین نیروهای شاغل هستند زیر سوال می روند.
15) ارتباط مثبت و سازنده معلم با اهالی روستا و جامعه روستایی را برهم زده و هم نمی تواند ارتباط صحیح و درستی را با اهالی روستا ایجاد نماید.